باغ بی برگی روز و شب تنهاست
وقتی حس میکنم ازم ناراحتی دلم می خواد دیگه توی این دنیا نباشم. به خدا راست میگم. رضا! رضا! رضا! اخوان رو خیلی دوست دارم چون باعث آشنایی من با تو شد. دلم خیلی گرفته،خیلی. به خاطر دیروز. خیلی اذیتت کردم. چرا اینقدر عصبانیم میکنی که این چیزها رو بهت بگم؟ به خدا دوست ندارم اذیتت کنم. به قرآن دوست ندارم. ببین چقدر در مورد جواب دادن به تماس هام تا حالا بحثمون شده. قبلا هم ازت خواهش کردم که به تماسهام جواب بدی، به اس ام اس هام جواب بدی. قبلا هم ازت خواستم. وقتی حساسیت من رو میدونی چرا انجام نمی دی که اینقدر عصبانی بشم؟ عزیز من جواب دادن به اس ام اس هام 30 ثانیه هم طول نمی کشه. وقتی نمی تونی جواب بدی حداقل بگو که من این قدر تماس نگیرم. یا وقتی دوستهات هستن و نمی تونی به تماسهام جواب بدی 10 ثانیه گوشی رو بردار بگو بعد تماس بگیر. به خدا ناراحت نمی شم، حداقل اینقدر عصبانی نمیشم. یا وقتی می خوی بخوابی یا گوشیت رو سایلنت کنی بهم بگو. توروخدا بگو. ازت خواهش کردم کمکم کن که صفت بدم رو کنار بذارم، چرا کمکم نمی کنی؟ چرا بیشتر عصبانیم میکنی؟ ببخشید. معذرت می خوام. به خاطر حرفهایی که بهت زدم، می بخشید. گلم یادت نره جوابم رو بدی. باشه؟ آب و آتش نسبتی دارند جاویدان آن گاه که راز دل با دوست گفته ام بیش از همیشه خود بوده ام اعصابم خیلی به هم ریخته. می خواستم بهت زنگ بزنم اما گوشیت قطع شده بود. حالا چی کار کنم؟ فکر کن که بوشهر نباشی و گوشیت هم قطع بشه. من چی کار کنم؟ دارم دیوونه میشم. نگرانی از اینکه بوشهر نیستی یه طرف این قطع شدن گوشی هم یه طرف. حداقل اگه گوشیت وصل بود می تونستم باهات تماس بگیرم و حالت رو بپرسم. اما حالا... . بدترین اتفاق ممکن افتاده. دارم دیوونه میشم. سلام خوبی؟ یه سوال: از وقتی که به من پیشنهاد دادی تا الان مطمئناً شناختت از من بیشتر شده، حالا سوالم اینه که حاصل این شناخت بهتر بوده یا بدتر؟ یعنی از نظر شما من الان بهترم یا اون اوائل. یادت نره جوابم رو بدی. من از آن روز که در بند توام آزادم دیشب گفتی که نمی خوای من فدای کسی بشم اما نمی دونستی من به خاطر شما... . میبینی رضا من به خاطر تو غرورمو شکستم. هیچ وقت با هیچ کس این چیزایی رو که به تو میگم، نگفتم. هیچوقت تاحالا به کسی نگفتم که بهش علاقه دارم حتی به مامانم و بابام.اما تو ... . اگه من بعضی وقتها اعتراض میکنم یا عصبانی میشم یا ناراحتتون میکنم باور کن اصلا قصدم اذیت کردن شما نیست. توی ذهن من هیچ کس جایگاه شما رو نداره، هیچ کس. اگه اعتراض میکنم فقط به خاطر فشاری هست که روی من هست. از دستم ناراحت نشو. باشه؟ رضا خیلی خسته ام. نمی خوام شما رو خسته کنم یا خسته ببینمتون. هیچ چیز توی این دنیا برام اهمیت نداره جز شما. دارم خورد و نابود میشم اما اشکال نداره. همینقدر که شما هستی کافیه. برو شیراز و زودی برگرد. یادت نره خبرم کنی. دلم تنگ میشه، یعنی شده. شنبه میام پیشت. نظر یادت نره.
مثل شب با روز ، اما از شگفتیها
ما مقدس آتشی بودیم و آب زندگی در ما
آتشی با شعله های آبی زیبا
آه
سوزدم تا زنده ام یادش که ما بودیم
آتشی سوزان و سوزاننده و زنده
چشمه ی بس پاکی روشن
هم فروغ و فر دیرین را فروزنده
هم چراغ شب زدای معبر فردا
آب و آتش نسبتی دارند دیرینه
آتشی که آب می پاشند بر آن ، می کند فریاد
ما مقدس آتشی بودیم ، بر ما آب پاشیدند
آبهای شومی و تاریکی و بیداد
خاست فریادی ، و درد آلود فریادی
من همان فریادم ، آن فریاد غم بنیاد
هر چه بود و هر چه هست و هر چه خواهد بود
من نخواهم برد ، این از یاد
کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند
گفتم و می گویم و پیوسته خواهم گفت
ور رود بود و نبودم
همچنان که رفته است و می رود
بر باد
![]()
![]()
![]()
![]()
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را
بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه
ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه
نـماز شام غریبان چو گریه آغازم
بـه مویههای غریبانـه قصـه پردازم
بـه یاد یار و دیار آن چنان بـگریم زار
کـه از جهان ره و رسم سـفر براندازم
مـن از دیار حبیبم نـه از بـلاد غریب
مـهیمـنا بـه رفیقان خود رسان بازم
خدای را مددی ای رفیق ره تا مـن
بـه کوی میکده دیگر عـلـم برافرازم
بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته پایم و آه
همای اوج سعادت به دام ما افتد
اگر تو را گذری بر مقام ما افتد
حباب وار براندازم از نشاط کلاه
اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعهی دولت به نام ما افتد
شکن شکن
که شیارت کنم شکن
که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور آه
شکن شکن
چه شرارت کنم شکن
چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور
بیا بیا
که نگارت شوم بیا
که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را
بیا بیا
به زیارت شوم بیا
به زیارت شوم چو خسته پایم و آه
ببین ببین
که فغانت کنم ببین
که فغانت کنم ز خنده چینم و لب ر
ببین ببین
که نشانت کنم ببین
که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه
بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز
به نیمهشب اگرت آفتاب میباید
ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه دولت به نام ما افتد
بگو بگو
که چه کارت کنم بگو
که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را
بگو بگو
که شکارت کنم بگو
که شکارت کنم به غمزه مویم و آه
نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویههای غریبانه قصه پردازم
ناز بنیاد مکن تا نکتی بنیادم
می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم
قد برافروز که از سرو کنی آزادم
شمع بر جمع مشو ور نه بسوزی مارا
یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه
شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس
تا به خاک در آصف نرسد فریادم
حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
من از آن روز که در بند توام آزادم
| Design By : Night Skin |


